محبوب‌ترین برندگان نوبل ادبیات در ایران

6 آبان 1399
مهرداد هاشمی
نظر کاربران
محبوب‌ترین برندگان نوبل ادبیات در ایران

جایزه‌ی نوبل ادبیات یکی از پنج جایزه‌ی نوبل است که هر ساله در اوایل ماه اکتبر به نویسنده‌ای داده می‌شود که بر اساس وصیت‌نامه‌ی آلفرد نوبل، جایزه هر سال باید به کسی اعطا شود که در حوزه‌ی ادبیات، برجسته‌ترین مجموعه‌ آثار را در جهتی آرمانی یا ایدئال خلق کرده ‌باشد. اصولا برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در کشور ما از بقیه‌ی رشته‌های مهم‌تر است. از میان نویسندگان ما محمود دولت‌آبادی نامش تا پای دریافت نوبل رفت که موفق نشد جایزه را بگیرد. هر کسی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات می‌شود بلافاصله ترجمه‌ی کتاب‌هایش در دستور کار ناشران قرار می‌گیرد. این فهرستی از محبوب‌ترین برندگان نوبل ادبیات در ایران است که کتاب‌هایشان با اقبال زیادی روبه‌رو شدند.

1. پیتر هاندکه؛ برنده‌ی نوبل ادبیات 2019

پیتر هاندکه

پتر هاندکه، متولد 6 دسامبر 1942 در گریفن اتریش، نویسنده و نمایشنامه‌نویس اتریشی است که سال گذشته موفق به کسب جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. انتخاب هاندکه به‌عنوان برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات سال 2019 با حاشیه همراه بود و انتقادهای زیادی از آکادمی نوبل را برانگیخت. دلیل این انتقادها پشتیبانی هاندکه از نیروهای صرب در دوره‌ی جنگ بوسنی بود.

پتر هاندکه پدر واقعی‌اش را هرگز ندید و از 2 سالگی به همراه مادر و ناپدری‌اش، 4 سال را در آلمان شرقی گذراند. پدربزرگ مادری‌اش اهل اسلوونی بود. در سال 1948 دوباره به گریفن بازگشت. پس از پایان دوره‌ی دبیرستان در مدرسه مذهبی کاتولیک‌ها، به مدت 4 سال در دانشگاه گراتس در رشته‌ی حقوق تحصیل کرد. پس از آن به ادبیات روی آورد و با آثار نویسندگانی چون داستایوفسکی، ماکسیم گورکی، توماس وولف و ویلیام فاکنر آشنا شد. در سال 1966 به آمریکا رفت و در گردهمایی موسوم به گروه 47 در دانشگاه پرینستون به رواج نوعی نوشته‌های رئالیستی در ادبیات معاصر آلمان تاخت و برای نخستین بار نامش بر سر زبان‌ها افتاد.

محاکمه

رمان محاکمه

پیتر هاندکه، نویسنده بیش از 70 عنوان رمان، نمایشنامه و فیلم‌نامه است که از بین این تعداد آثار او، نزدیک به 10 رمان و نمایشنامه به فارسی ترجمه شده است. محاکمه، رمانی از این نویسنده است که نشر چشمه سال 1386 آن را با ترجمه آرزو اقبالی منتشر کرده است.

این کتاب مجموعه‌ای از 19 داستان کوتاه است که وجه مشترک این داستان‌ها تصویربرداری از وقایع روزمره است. طنز تلخ و سیاه مجموعه داستان محاکمه، با لحنی تند نوشته شده و جنبه‌ای انتقادی و مفهوم‌گرا دارد. تعدادی از داستان‌های این مجموعه، از نوشته‌های اولیه‌ی هاندکه هستند که تحت تأثیر کافکا، فاکنر و داستایوفکی نوشته شده‌اند؛ با این حال، او سبک ویژه‌ی خود را پیش گرفته و فضای داستان‌ها و نحوه‌ی به‌کارگیری واژه‌ها را منحصر به خود کرده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

مردها نه فقط بی‌اعتنا به او، که حتی متعجب از سؤالاتی که مطرح می‌کرد و با در نظرگرفتن آن‌چه در شرف وقوع بود خود آن سؤالات را عادی می‌یافت، از او خواستند لباس مشکی خود را به تن کند تا حتی‌المقدور با سر و وضعی مرتب به حضور بازرس برسد. عصبانیت کم و بیش ساختگی که به شکل هیاهو و سخنان تند بروز کرد، سکوت و حتی حزن و اندوه نگهبان‌ها را به دنبال داشت، به گونه‌ای که سرانجام گیج و مبهوت از تکاپو افتاد و تا حدودی بر خود مسلط شد. دست آخر هم این فکر به ذهن‌اش راه یافت که چه‌بسا ماجرا چیزی نیست مگر یک شوخی. آن روز سال روز سی سالگی او بود، از این رو امکان داشت همکاران‌اش در بانک در مقام کفیل مالی سرگرم کار بود با او قصد شوخی داشته باشند.

2. کازوئو ایشی‌گورو؛ برنده‌ی نوبل ادبیات 2017

کازوئو ایشی‌گورو

کازوئو ایشی‌گورو، متولد 8 نوامبر 1954 در ناگازاکی ژاپن است. از او به‌عنوان نویسنده‌ی انگلیسی ژاپنی‌تبار یاد می‌کنند. خانواده‌ی کازوئو‌ وقتی پنج‌ ساله بود به انگلستان مهاجرت کردند. ایشی‌گورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال 1978 و مدرک کارشناسی ارشد را در رشته‌ی نویسندگی خلاقانه در سال 1980 از دانشگاه انگلیای شرقی دریافت کرده‌ است.

او یکی از شناخته ‌شده‌ترین نویسندگان معاصر انگلستان است و در سال 1986 برای کتاب هنرمندی از جهان شناور، برنده‌ی جایزه‌ی وایت‌برِد و در سال 1989 برای کتاب بازمانده‌ی روز برنده‌ی جایزه‌ی بوکر شد. در سال 2008، مجله تایمز او را در رده‌ی 32 در بین 50 نویسنده برتر انگلیسی از سال 1945 قرار داده ‌است. رمان‌های بازمانده روز و هرگز رهایم مکن او به صورت فیلم سینمایی درآمده‌اند.

ایشی‌گورو درباره‌ی میراث ژاپنی و تأثیر آن بر تربیتش می‌گوید: «من کاملا مثل انگلیسی‌ها نیستم چون پدر و مادری ژاپنی در خانه‌ای ژاپنی‌زبان مرا بزرگ کرده‌اند. پدر و مادرم فکر نمی‌کردند که قرار است مدتی به این طولانی‌ای در این کشور زندگی کنیم. آن‌ها احساس مسؤولیت می‌کردند که ارتباط مرا با ارزش‌های ژاپنی حفظ کنند. من پیشینه‌ای متمایز دارم. جور دیگری فکر می‌کنم و دیدگاه‌هایم اندکی با بقیه فرق دارد.»

غول مدفون

رمان غول مدفون

غول مدفون، رمانی فانتزی است نوشته‌ی کازوئو ایشی گورو که در سال 2015 به چاپ رسید. روزنامه گاردین این رمان را به‌عنوان مهمترین رمان سال ٢٠١٥ انتخاب کرده است. داستان درباره‌ی زوجی سالخورده با نام‌های آکسل و بئاتریس است که پس از چندین و چند سال به ملاقات پسرشان می‌روند و به خاطر مه عجیبی که باعث فراموشی دسته جمعی در سراسر سرزمین شده، چیز زیادی از او به خاطر نمی‌آورند. هم‌زمان با پیشروی داستان و پیوستن جنگجویی از نژاد ساکسون و شوالیه‌ای برجسته و شناخته شده به آکسل و بئاتریس، این زوج به آرامی شروع به یادآوری گذشته‌ی تاریک و پرمشکل‌شان می‌کنند. غول مدفون، تأملی درخشان است بر موضوعاتی چون فراموشی، قدرت خاطرات، عشق، انتقام و جنگ.

موراکامی نویسنده و منتقد معروف ژاپنی درباره‌ی ایشی‌گورو می‌گوید: «هر یک از کارهای این نویسنده جدید است و هر بار که کتابی تازه از او به چاپ می‌رسد با عجله خودم را به کتابفروشی می‌رسانم.»

در بخشی از کتاب غول مدفون می‌خوانیم:

بئاتریس در گوش اکسل گفت: «از قرار معلوم چند ساعت پیش، یکی از مردهای دهکده، نفس‌نفس‌زنان با گَل و گردن زخمی برگشته توی ده، و وقتی نفسش جا آمده، گفته با برادر و برادرزاده‌اش، که یک پسربچه‌ی دوازده ساله است، سر جای همیشگی‌شان لب رودخانه ماهی می‌گرفتند که دو تا غول به‌شان حمله می‌کنند. ولی مرد می‌گوید که غول‌ها از این غول‌های معمولی نبودند. وحشت‌انگیز بودند و فرزتر و مکارتر از هر غولی که این مرد به عمرش دیده بوده. این دیوها چون این دهاتی‌ها به‌شان می‌گویند دیو برادرش را جابه‌جا کشته‌اند و پسرش را هم زنده زنده و دست‌وپا زنان با خود برده‌اند. خود مرد زخمی هم بعد از تعقیب و گریزی طولانی لب رودخانه بالاخره توانسته قسر دربرود و می‌گوید خرخرهای شوم آن‌ها را تمام مدت از پشت سر می‌شنیده که نزدیکش می‌شدند. ولی دست آخر آن‌قدر می‌دود که قالشان می‌گذارد.»
  • مهرداد هاشمی - 1400/4/1

    بئاتریس در گوش اکسل گفت: «از قرار معلوم چند ساعت پیش، یکی از مردهای دهکده، نفس‌نفس‌زنان با گَل و گردن زخمی برگشته توی ده، و وقتی نفسش جا آمده، گفته با برادر و برادرزاده‌اش، که یک پسربچه‌ی دوازده ساله است، سر جای همیشگی‌شان لب رودخانه ماهی می‌گرفتند که دو تا غول به‌شان حمله می‌کنند. ولی مرد می‌گوید که غول‌ها از این غول‌های معمولی نبودند. وحشت‌انگیز بودند و فرزتر و مکارتر از هر غولی که این مرد به عمرش دیده بوده. این دیوها چون این دهاتی‌ها به‌شان می‌گویند دیو برادرش را جابه‌جا کشته‌اند و پسرش را هم زنده زنده و دست‌وپا زنان با خود برده‌اند. خود مرد زخمی هم بعد از تعقیب و گریزی طولانی لب رودخانه بالاخره توانسته قسر دربرود و می‌گوید خرخرهای شوم آن‌ها را تمام مدت از پشت سر می‌شنیده که نزدیکش می‌شدند. ولی دست آخر آن‌قدر می‌دود که قالشان می‌گذارد.»

2020 © Copyright - almaatech.ir